مثل عشق، اصل عشق

لحظه لحظه های جگرگوشه ام

دریا

1391/5/13 13:43
نویسنده : سپیده
241 بازدید
اشتراک گذاری

روز پنجشنبه ١٢ مرداد صبح زود را افتادیم شمال. یه کار بانکی بود انجام دادیم و رفتیم انزلی. یه جا گرفتیم و نزدیک غروب رفتیم دریا. کلی بازی کردی و حال کردی. بعدم که هوا تاریک شد رفتیم تو شهر، توی میدون جای بازی برای بچه ها درست کرده بودن. تو استخر توپ و سرسره بادی بازی کردی و موقع برگشتن گریه وحشتناک. البته از توی زاه حالت خوب نبود و حالت بهم می خورد ولی تا موقعی که شب خوابیدی خیلی گریه کردی.

اما جمعه سرحال پاشدی. بعد از ظهر رفتیم دریا و انقدر اونجا موندیم و بازی کردیم که وقت برگشتن گریه نکردی. ساعت ٢ رفتیم دنبال مادر و برگشتیم تهران.

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر