دریا
X
مثل عشق، اصل عشق
لحظه لحظه های جگرگوشه ام
تاريخ : جمعه 13 / 5 / 1391 | نویسنده : سپیده
بازدید : 221 مرتبه

روز پنجشنبه ١٢ مرداد صبح زود را افتادیم شمال. یه کار بانکی بود انجام دادیم و رفتیم انزلی. یه جا گرفتیم و نزدیک غروب رفتیم دریا. کلی بازی کردی و حال کردی. بعدم که هوا تاریک شد رفتیم تو شهر، توی میدون جای بازی برای بچه ها درست کرده بودن. تو استخر توپ و سرسره بادی بازی کردی و موقع برگشتن گریه وحشتناک. البته از توی زاه حالت خوب نبود و حالت بهم می خورد ولی تا موقعی که شب خوابیدی خیلی گریه کردی.

اما جمعه سرحال پاشدی. بعد از ظهر رفتیم دریا و انقدر اونجا موندیم و بازی کردیم که وقت برگشتن گریه نکردی. ساعت ٢ رفتیم دنبال مادر و برگشتیم تهران.



موضوع :
درباره وبلاگ

خداوند مهربون شنبه6/6/89 بهترین هدیه رو به من و بابا داد: آنیسا (مثل عشق) معنی اسم قشنگته و (اصل عشق) وجود خودته عزیزم. امیدوارم همیشه صالح و سالم و موفق باشی گل زیبای من

آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 25 نفر
بازديدهاي ديروز : 8 نفر
بازدید هفته قبل : 89 نفر
كل بازديدها : 71886 نفر
امکانات جانبی