مثل عشق، اصل عشق

لحظه لحظه های جگرگوشه ام

نشاط خونه ما

1391/4/16 13:08
نویسنده : سپیده
294 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دلم، کم کم جلوی چشای مامان هر روز داری بزرگ میشی. از الان اون روزایی رو میبینم که یه دختر خوشگل و قدبلند شدی و مامان با دیدنت به خودم می بالم. فقط خدا میدونه که چقدر دوست دارم. دستت به دستگیره در میرسه. فسقلی من این عکسو گرفتم که اندازه قد خوشگلت همیشه یادم باشه عزیزم.

همیشه میری پشت آویز لباسا و قیم میشی. یا میری پشت پرده ها و داد میزنی آسایی دیست! بعد که میام طرفت و میگم تو اونجایی؟ با ذوق جیغ میزنی و پاهاتو زمین میکوبی.

با بابا رفتیم برات خونه عروسکی خریدیم. اولش میترسیدی ولی حالا خیلی میری توش و بازی میکنی

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر