مثل عشق، اصل عشق
X
مثل عشق، اصل عشق
لحظه لحظه های جگرگوشه ام
تاريخ : پنجشنبه 29 / 4 / 1391 | نویسنده : سپیده
بازدید : 252 مرتبه

چقدر ذوق می کنی وقتی می ریم خونه دایی اینا. هم به آرتین هم به علی می گی آتین، کلا به پسربچه ها می گی آتین.



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 26 / 4 / 1391 | نویسنده : سپیده
بازدید : 245 مرتبه

کادوی تولد برای پالیز یه استخر آوردن. روز اول که بردمت انقدر ذوق کردی که خدا می دونه. واقعا خوشحال و شاد شدی و وقتی با گریه برگشتی خونه  همونجا با حوله توی هال خوابت برد.

ما هم رفتیم برات یه استخر بزرگتر خریدیم حسابی آب بازی می کنی و مخصوصا پنجشنبه ها کلی بهت خوش میگذره. تابستون واسه بچه ها خیلی خوبه.



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 22 / 4 / 1391 | نویسنده : سپیده
بازدید : 255 مرتبه

پنجشنبه ٢٢ تیر برای پالیز تولد گرفتن. خیلی بهت خوش گذشت، کلی رقصیدی و کلی هم با اسباب بازیهای پالیز بازی کردی. انقدر خوش گذروندی که بر خلاف همیشه موقع برگشتن به خونه اصلا گریه نکردی و تو خونه کلی برای خودت بدون لباس بازی کردی

 



موضوع :
تاريخ : جمعه 16 / 4 / 1391 | نویسنده : سپیده
بازدید : 279 مرتبه

عزیز دلم، کم کم جلوی چشای مامان هر روز داری بزرگ میشی. از الان اون روزایی رو میبینم که یه دختر خوشگل و قدبلند شدی و مامان با دیدنت به خودم می بالم. فقط خدا میدونه که چقدر دوست دارم. دستت به دستگیره در میرسه. فسقلی من این عکسو گرفتم که اندازه قد خوشگلت همیشه یادم باشه عزیزم.

همیشه میری پشت آویز لباسا و قیم میشی. یا میری پشت پرده ها و داد میزنی آسایی دیست! بعد که میام طرفت و میگم تو اونجایی؟ با ذوق جیغ میزنی و پاهاتو زمین میکوبی.

با بابا رفتیم برات خونه عروسکی خریدیم. اولش میترسیدی ولی حالا خیلی میری توش و بازی میکنی



موضوع :
تاريخ : جمعه 9 / 4 / 1391 | نویسنده : سپیده
بازدید : 288 مرتبه

پنجشنبه ٨ تیر خونه خاله زهرا دعوت بودیم. میترا هم بود. کلی با هم بازی کردین اسمشو گذاشته بودی عَیا. انقدر بدو بدو و شیطونی کردین که هر دوتون بیحال شده بودین ولی بازم موقع برگشتن دنبال هم گریه میکردین. روز خیلی خوبی بود. به هممون خیلی خوش گذشت



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 29 / 3 / 1391 | نویسنده : سپیده
بازدید : 229 مرتبه

کافیه یه دقیقه حواسم بهت نباشه!

این میشه نتیجه. به قول خودت خوشدِ سدی!!



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 16 / 3 / 1391 | نویسنده : سپیده
بازدید : 206 مرتبه

تو این تعطیلیا خیلی بهمون خوش گذشت. دو روز پشت سر هم رفتیم چیتگر. حسابی بازی کردی و رو سنگا بالا پایین کردی. یه بارم تو سرپایینی دوییدی و کنترلتو از دست دادی و زمین خوردی و دستت خون اومد ولی گریه نکردی. اما عوضش موقع رفتن تا دلت بخواد گریه کردی که چرا میریم. و هنوز از پارک بیرون نرفته بودیم که خوابت برد.عشق من



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 9 / 3 / 1391 | نویسنده : سپیده
بازدید : 185 مرتبه

یه روز جمعه بود. وسایلتو برداشتم که بریم پارک آب و آتش. قبلا دیده بودم که بچه ها اونجا آب بازی می کنن و تو هم که عاشق آب و آب بازی هستی. اما متاسفانه گفتن که فواره ها ساعت 4 بعد از ظهر باز میشه و اون موقع هوا سرد میشد. رفتی و یکم با آبپاش سبزه ها بازی کردی و بازم با گریه وحشتناک بردیمت خونه. اما بهت قول میدم که برات استخر بخرم که تو تابستون هرچقدر دلت می خواد آب بازی کنی

روزی که این عکسو چاپ کردم و خونه اوردم، کلی ذوق کردی و دیدم میگی آسایی بده. دقت کردم دیدم منظورت آنیساییه یعنی برای اولین بار اسمتو گفتی. تا اون موقع عکساتو که می دیدی می گفتی پازی. یعنی پالیز. بعدم می گفتی دستی میشوره.... الهی قربون اون حرف زدنت برم من



موضوع :
تاريخ : جمعه 5 / 3 / 1391 | نویسنده : سپیده
بازدید : 231 مرتبه

راستی تقریبا 15 خرداد بود که یه کارناوال گل از نمایشگاه گل و گیاه آوردن دم خونمون. پنجشنبه ظهر بود و هوا عالی بود. تا فرصت پیدا می کردی گلای بدبختو می کندی و پرپر می کردی

 



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 2 / 3 / 1391 | نویسنده : سپیده
بازدید : 255 مرتبه

به کرم میگی کبا به کتابم می گی کبا. رفته بودیم بیرون بهت گفتم برات کتاب می خرم، انقدر گفتی کبا کبا که بابا دم یه دکه وایستاد تا من برم و بخرم همش میگفتی کبا کبا. یه روز از اداره رفتم و برات کلی کتاب از انقلاب خریدم. خیلی دوستشون داری و همه شعراشو حفظی. همش میاری که برات بخونمشون. دیگه به کرم میگی کبه



موضوع :
درباره وبلاگ

خداوند مهربون شنبه6/6/89 بهترین هدیه رو به من و بابا داد: آنیسا (مثل عشق) معنی اسم قشنگته و (اصل عشق) وجود خودته عزیزم. امیدوارم همیشه صالح و سالم و موفق باشی گل زیبای من

آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 28 نفر
بازديدهاي ديروز : 8 نفر
بازدید هفته قبل : 92 نفر
كل بازديدها : 71889 نفر
امکانات جانبی